محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

369

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

و « 1 » در فرهنگ بمعنى فتيلهء تفنگ آمده . « 21 » جمرى « 2 » - [ بفتح و ضم جيم ] بازارى و بد اصل باشد . و اصح « 3 » بكسر جيم است . جاى - معروف كه به عربى مكان گويند و ديگر نام گلى است كه در هند مىباشد . مثال هر دو معنى امير خسرو گويد : بيت جاى نه در باغ ز گلهاى جاى * مرغ در افغان كه بگيريد جاى

--> ( 1 ) جملهء بعد از « ب » است . ( 2 ) كلمه در « الف » نيست . ( 3 ) كلمه را « الف » در حاشيه آورده است . ( 21 ) در برهان بمعنى دردى پياله و خوراك نيز هست .